ماجرای غریبی است!

 

ماجرای غریبی است مظلومیت فاطمه سلام الله علیها

و از آن غریب تر این که تو مظلومیتش را تنها میان در و دیوار جست و جو
کنی و تاریکی بقیعی را به نظاره بنشینی!

گرچه فاطمه پذیرای ضربتی شد که قرار بود بر صورت امامت نواخته شود و
پهلویش را قربانی زخمی که می رفت پهلوی ولایت را پاهر کند, اما اگر معیق تر می
نگریستی در می یافتی که درد فاطمه این زخم و آن ضربت نبود بلکه جراحت جدایی انسان
ها بود از خانه وحی- آنجایی که دستان خورشید را بستند تا ازتاریکی روشنایی
بگیرند-...

امروزِ من و تو نیز فاصله ی زیادی با دیروزِ سقیفه نشینان و اهالی
مدینه ندارد و به میزانی که پشت به خانه ی وحی از ولیّ فاصله بگیریم و با شیطان
درون و بیرون بیعت کنیم در آن ضربت شریکیم.

 

/ 3 نظر / 31 بازدید
خیابون اسلام

سلام به روزم

یا مهدی ادرکنی

حضرت حیدر به نام فاطمه حساس بود ، خلقت از روز ازل مدیون عطر یاس بود ، ای كه ره بستی میان كوچه ها بر فاطمه ، گردنت را می شكست آنجا اگر عباس بود . زهرا كه شهید گشت بی جرم و گناه هست از غم او، سینه ی عالم پر آه ناموس خدا كجا و سیلی خوردن لا حول و لا قوه الا بالله

سید یونس

سلام خواهرم قبلا ها تو وبتون دیدم نوشتید دانش آموز هستید!!!! آره؟