"پشت دیوار ندامت"

آنکه "کودک عفاف" را جلوی صد ها گرگ گرسنه می برد و به تماشا می گذارد،

آنکه "یوسف زیبایی" را به چند سکه ی تقلبی و بدلی می فروشد،

آنکه بدون "لباس تقوا" به صحنه ی شعله ور گناه می رود،

روزی هم پشت دیوار ندامت می نشیند و اشک ندامت بر دامن حسرت می ریزد،

سرانجام هم در آخرت ، در آتش بی پروایی و بی تقوایی خود خواهد سوخت.

آیا دیدن این همه طعمه های تباه شده و پشیمان کافی نیست که دیگران این راه را دوباره تجربه نکنند؟!

/ 4 نظر / 10 بازدید
حسینی

برای رسیدن به خوبیها باید از خوشیها گذشت

مازیار

نظر حاجی فلاح: کودکانی هستیم که دنیای بازیمان بزرگتر شده.... کودک هم می گوید دوست دارم با کبریت بازی کنم....دوست دارم یکریز پای کامپیوتر باشم....دلم می خواهد بالای پشت بام بروم....دوست دارم در این سرما بی ژاکت باشم....و.. اما آیا مادر رئوف و پدر دلسوز رها می کند کودکش را؟!!! این تکالیف مهر خداست بر ما. ما کودکانی هستیم که اطرافمان را می بینیم. ماورا,مان اما برایمان ناپیداست. مثل کودکی که لذت لحظه اش را می بیند و نتیجه ی بعدی را نه. این تکالیف نیاز اصلی ماست اگرچه سلیقه و میل مابه آن نباشد. آیا یک بیمار میلش یه آمپول و سرم است یا نیازش؟؟؟؟ --------------------------------------------------------- سلام نظرات دوستان همه محترم وخوب اما نظر حاجی فلاح به دل ما نشست[گل][دست]

اقاقیا

سلام و عرض ادب ممنون که مسائل مهم جامعه را اینطور خوب وکاربردی مطرح می فرمایید[گل][گل]

mmz

با حاجی فلاح کاملا موافق نیستم. بله یک بعد وجودیمان مانند کودک و مریض است اما بعدی دیگری داریم که اگر احیاءش کنیم همانطور که امیرالمومنین می فرماید:‌انبیاء آمدند تا عقل های دفن شده را شخم زنند. اگر بعد خداییمان را شخم زنیم دیگر می شویم کسی که با امام حسین علیه السلام همنوا می شود: ماذا وجدک من فقدک؟ چه پیدا کرده کسی که تو را ای اخدا گم کرده. حتی به نظر من بیشتر از آن که بعد بچگیمان را پررنگ کنیم باید بعد دیگری را مطرح کرد وگرنه می شویم بچه ای که با اینکه می فهمد دکتر مفید است اما به خاطر مرض های بی شمار به دکتر میلی ندارد و از روی ناچاری سراغش می رود.