ساعت هفت و نیم روز جمعه است.روی کاناپه نشستم و تلویزیون رو روشن کردم.زیاد اهلش نیستم.بیشتر برنامه های اجتماعی رو نگاه می کنم.شبکه یک برنامه ای به اسم کمین داشت.یه خانوم که همه جور کار کرده بود.از...گرفته تا ...آخرش هم یه قتل اتفاق افتاده بود.اشک تو چشمام جمع شده.می خوام خودم رو بکشم....یه بغض بدی گلوم رو گرفته و از خودم می پرسم چرا؟؟؟

چرا ما باید چادر رو اینقدر حقیر کنیم و سر یه زن ...قاتل بکنیم؟آخه به چه حقی؟بهش چادر می دیم تا چهره کثیفش رو پشت اون پنهان کنه؟آخه چطوری به جوونا و بچه هامون که این خانوم رو می بینن توضیح بدیم که بابا این خانومه چادری نیست.معلوم نیست به حکم کدوم قانون و مقررات مزخرفی سرش چادر کردن.

کاش به جای این کار،به بچه ها یاد می دادیم که چادر سر کردن یا اصلاً حجاب یه ارزشه.یه کاریه که اصلاً هر کسی اجازش رو نداره.باید انقدر خوب باشه تا بهش اجازه بدن چادر بپوشه.نه این که وقتی می خواد وارد دانشگاه آزاد....بشه یه چادر خاکی و مچاله از کیفش دربیاره و بندازه دور گردنش و بعد از تموم شدن کلاس هاش همون طوری گوله کنه بذاره تو کیفش تا روز بعد.

واقعاً چه قدر از دیدن این صحنه ها زجر می کشم.کی می تونه بگه چه منطقی پشت این کاره؟؟

......................................................................................................................

منبع:http://ahdname.persianblog.ir/post/26/



تاريخ : ۱۳٩٠/٤/٧ | ٤:٢۱ ‎ب.ظ | نویسنده : نوکران بی بی سلام الله علیها | نظرات ()
.: Weblog Themes By VatanSkin :.